آژانس ايران خبر

داستان و داستانک

آژانس ايران خبر 95/3/9:در جریان کودتای سوم اسفند 1299، عامل نظامی کودتا رضاخان و عامل سیاسی و کارگردان ظاهر و باطن، سید ضیاءالدین طباطبایی بود که با حمایت انگلیس صورت گرفت. سید ضیاء در نخستین روزهای ورود قوای قزاق به تهران، با احمدشاه ملاقات و فرمان رییس الوزرایی خود را با اختیارات کامل دریافت کرد. وی در اولین روز صدارت خویش دست به اقداماتی زد و نزدیک به دویست تن از رجال کشور و روحانیان را بازداشت کرد و طی اعلامیه‌ه‏ای، علل و جهات صدارت خود را به حکّام و والیان سراسر کشور ابلاغ کرد. نقطه زوال دولت سیدضیاءالدین طباطبایی معروف به دولت سیاه و کابینه صد روزه را باید در اختلاف بین وی و سردار سپه جُست. رضاخان که با سیدضیاء روابط خوبی نداشت، با نزدیک شدن هر چه بیشتر به احمدشاه و اظهار اطاعت و انقیاد، زمینه را برای برکناری سیدضیاء فراهم ساخت.
آژانس ايران خبر 95/3/9: «هر بامداد در لانه کبوترها غوغایی برپا بود. کبوترها، با سردادن آواز خموشی ناپذیر و عصبی خود و با برهم زدن بی ‌حوصله بالهاشان، طلب گشوده شدن درِ لانه را می‌کردند و چون در بر پاشنه خود می‌گشت، ناگهان انبوهی سپیدی، پرهیاهو و ‌زیبا، از همه فضای میان چهار چوب در بیرون می‌ریخت، پخش می‌شد و به یک‌باره از هر سو بر آسمان برمی‌خاست. آن‌گاه، در اندک زمانی، کبوتران در دل آسمان، کوچک و کوچکتر می‌شدند و چون ستارگانی سپید و دوردست، کهکشانی از پرواز گروهیشان در دل این گنبد مینای بلند پدید می‌آوردند. زمانی دراز، این کهکشان سپیدِ کبوترها، بیتاب و شتابان، در آبی آسمان می‌گشت و می‌گشت. گاه رشته‌ یی از این گروه ستارگان شتابنده و سپید از بقیه می‌گسست، راهی از آن خود در پیش می‌گرفت، دل به جدایی ‌خوش می‌کرد، و دیگر بار، اندکی بعد، چون جویباری که به رودی خروشان بپیوندد، به چرخ بزرگ می‌پیوست. گاه کبوتری آزادمنش از همراهان جدا می‌شد و آزاد از هر قیدی و بندی، به رقص در دل آسمان می‌پرداخت و کف اندک اندر کف زنان، یکه و تنها، به نمایش هنرهای خود مشغول می‌گشت، تا باز به گروه بپیوندد و دیگری کار او را دنبال کند.  
آژانس ايران خبر 95/3/6: به دنبال درگذشت فخرالدوله‌‌‌‌‌‌‌ دیلمی در سال ۳۸۷ هجری قمری، که بر‌اساس برخی اسناد تاریخی مصادف با هفته‌‌‌‌‌‌‌ اول ژوئن ۹۸۸ میلادی بود، از آنجا که فرزندانش نابالغ بودند، همسر وی بانو ملک خاتون جانشین وی شد و حکمران ری و مناطق مرکزی ایران گردید.دیلمیان از اولین دولتهای ایرانی پس از انقراض سلسله‌‌‌‌‌‌‌ عباسیان بودند.ملک خاتون در دورانی حکومت را به‌دست گرفت که از یکسو سلطان محمود غزنوی بر خراسان چیره شده بود و از سوی دیگر قابوس بن وشمگیر بر گرگان حکومت می‌کرد.
آژانس ايران خبر 95/3/3:اهورامزدا خداییست بزرگ، بزرگترین خدایانکه زمین را آفریدکه آسمان را آفریدکه مردم را آفریدکه شادی را برای مردم آفریدکه خشایارشا را شاه کردیگانه فرمانروایِ بسیاریمن خشایارشا، شاه بزرگ، شاه شاهانشاه سرزمین هایی با مردمان بسیارشاه در این زمین دور و پهناورپسر داریوش شاه هخامنشیگوید خشایارشا: داریوش شاه که پدرم بود، به خواست اهورامزدا بناهای زیبایی ساخت و او دستور داد این سنگنبشته کنده شود.
آژانس ايران خبر 95/3/2:برگی از دفتر خاطرات دختر ناصرالدین شاه- روز ترور پدرتاج السّلطنه, دختر ناصرالدین شاه, که به هنگام مرگ پدرش (12اردیبهشت 1275شمسی ـ 17ذیقعده 1313قمری), 12 ساله بود, در خاطراتش درباره «حرمخانه ناصرالدّینشاه» در روز واقعه «ترور» او مینویسد: «... ظهر آن روز در حرمخانه آشوب غریبی برپا شد. باوجود منع و تأکید صدراعظم که به حرمخانه عجالتاَ خبر ندهند, باز، خواجه طاقت نیاورده, گفته بود که برای شاه تیر انداخته اند ولی نخورده است. تمام زنها با حال موحِش (=وحشت آور) و پریشان، یک مرتبه، از اتاقها بیرون ریخته در دیوانخانه دویدند و بنای فریاد فغان را گذاشته که ما میخواهیم شاه را ببینیم. چون گفته بودند زخمی شده است و در تالار اَبیض (=سفید) است. پس از این که فریاد فغان اینها شدّت کرده, خواجه ها آمده گفتند: "شاه خوبست و الآن از درب بزرگ اندرون خواهد آمد". این بدبختها به یک سرعتی آن درب دویده, فغان و فریادشان یک قدری تخفیف پیداکرد. ساعتی منتظر شده, دیدند اثری ظاهر نشد. خواسته بی چادر و بی حجاب در کوچه بروند, خواجه ها هم به هیچ قسم نمی توانستند درمقابل این توفان دود, این صاعقه اندوه ممانعت کنند
آژانس ايران خبر 95/2/28:پروردگارا، اگر من امشب توپ به در مجلس بفرستم و فردا با قوۀ جبریه مردم را ساکت کنم خوب است و صلاح است استخاره خوب بیاید و الا فلا. یا دلیل المتحیرین. یا الله. محمد علیآیه ای که در جواب استخاره آمد: قُل لاتَخافا انّنی مَعَکُما اَسمَعُ وَ اری فَأتیاه فَقُولا لَهُ اِنّا رَسُولا رَبِّک فَأرسِل مَعَنا بَنی إسرائیل.تفسیر حاج میرزا ابوطالب زنجانی: از این جهت اعلیحضرت همایونی حتماً باید به این کار اقدام فرمایند غلبه قطعی است گرچه در اول زحمت هم داشته باشد.
آژانس ايران خبر 95/2/28:کشور آباد من، گلخانه میخواهد چه کار؟قصه معلوم است، پس افسانه میخواهد چه کار؟با حقوق آنچنانی، زندگانی در رفاهکارمند و کارگر، یارانه میخواهد چه کار؟در جهان، بالاترین آمار دزدی مال ماستخرده دزدی، غیرت مردانه میخواهد چه کار؟ما به چوب و رخت چوپانی کفایت کرده ایم،ملت ما، جامه ی شاهانه میخواهد چه کار؟
آژانس ايران خبر 95/2/27: ذکر بر دارکردن حسنک وزیرـ تاریخ بیهقیتاریخ بیهقی بخشی از تاریخ مفصّل حکومت غزنویان (آل سبکتکین) است که ابوالفضل بیهقی، دبیر و تاریخ ‌نگار برجسته آن دوران، به‌ نگارش در آورد.بیهقی در سال 385‌هجری در قریه حارث ‌آباد بیهق به ‌دنیا آمد. در جوانی به ‌عنوان دبیر وارد «دیوان رسالت» سلطان محمود غزنوی شد و زیر‌نظر بونصر مشکان، صاحب دیوان رسالت سلطان محمود، به‌ کار پرداخت. پس ‌از درگذشت بونصر در سال431‌ هجری و سپرده شدن مسئولیت این دیوان به بوسهل زوزنی، بیهقی همه ‌کاره دیوان رسالت و در زمان پادشاهی عبدالرشید (441هـ) بیهقی صاحب دیوان رسالت شد، امّا در این سمت دیری نپایید و به‌ بهانه ‌یی واهی، به ‌امر قاضی غزنین، به‌ زندان افتاد و چند‌سالی در زندان ماند. پس از آزادی از زندان، از کار دیوانی کناره گرفت و به ‌نگارش تاریخ غزنویان پرداخت و تا پایان عمر 85‌ساله ‌اش (470هـ) به این‌کار ادامه داد. بیهقی رویدادهای دوران غزنویان را، که خود به ‌چشم دیده یا از افراد مورد‌اعتماد شنیده بود،
آژانس ايران خبر 95/2/26:دراین روز، ژاندارک قهرمان ملی فرانسه توسط پاپ بندیکت پانزدهم به‌عنوان قدیس اعلام شد. پاپ روز ۳۰مه را نیز روز بزرگداشت ژاندارک پاک نامید. ژاندارک دختر جوانی که قهرمان میهن پرستی و آزادیخواهی ملت فرانسه محسوب می‌شود در سال ۱۴۳۰ توسط انگلستان دستگیر و با رأی دادگاه کلیسای قرون وسطایی به‌جرم ارتداد در سن ۱۸ سالگی در آتش سوزانده شد. ژاندارک‌، پس از مرگش به‌صورت یک قهرمان فراموشی ناپذیر در بسیاری از آثار ادبی و هنری باقی مانده است
آژانس ايران خبر 95/2/26:مردم تهران در میدان بهارستان علیه وثوق‌الدوله نخست‌وزیر احمدشاه تظاهرات کردندروز۲۵ اردیبهشت سال ۱۲۹۶ شمسی مردم تهران علیه وثوق‌الدوله رئیس‌الوزرای احمدشاه، در میدان بهارستان، تظاهرات وسیعی برپا کردند که به ‌زدوخورد تظاهرکنندگان و مأموران دولتی انجامید.تظاهرکنندگان علیه به‌رسمیت شناختن حضور نیروهای نظامی انگلیس در ایران شعار می‌دادند.تداوم تظاهرات و مخالفتها باعث شد که دولت وثوق‌الدوله در ۸ خرداد همان سال سقوط کند، اما او مجددا در سال بعد یعنی ۹ مرداد سال ۱۲۹۷ نخست‌وزیر شد و یکی از ننگین‌ترین قراردادهای تاریخ ایران را به‌امضا رساند. این قرارداد معروف به قرارداد ۱۹۱۹ رسماً ایران را تحت‌الحمایه‌‌‌‌‌‌‌ انگلستان قرار می‌داد